به مناسبت روز کارگر و روز معلم ،از خانواده های شهدای کارگر و معلم دیدار و تجلیل به عمل آمد .
به گزارشروابط عمومی حوزه ، به مناسبت روز کارگر و روز معلم دیدار با خانواده های شهدا با حضورمدیر حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع)، مسئول فرهنگی بسیج جامعه زنان، رئیس اداره کتابخانه های عمومی و مسئول امور ایثارگران در بنیاد شهید برگزار شد.
اولین دیدار با فرزند بسیجی شهید و کارگر، شهید محمود حبیبی بود. شهید حبیبی در ۱۹ فروردین سال ۶۶ در عملیات کربلای ۸ شلمچه در سن ۲۷ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شد.
مریم حبیبی، فرزند چهارم خانواده که در زمان شهادت پدر، سه ساله بودند و پس از او نیز یک فرزند دیگر که حدود دو سال داشته است.
سه ساله بودم که پدرم شهید شد
از او درباره تعریف خاطرات خود از پدر بزرگوارشان خواستیم اما گفت: کودک سه ساله بودم و از پدر هیچ نمی دانم و این خود خاطره ای از پدر است زیرا تاریخ کربلا را که گذر کنی دختر سه ساله ای را میبینی که چه زیبا در رثای فراق نیم روز در خرابه شام دنبال پدر می گردد و وقتی او را می یابد نمی دانم چگونه پدرش را می شناسد. دختر سه ساله شهید بودن برایمان مقدس است.
در زمان محدودی که در محضر فرزند شهید بودیم فرصتی برای ابراز دلتنگی ها از پدر نبود اما همین بس که میگفت: چه شب ها یی که در فراق پدر شب تا صبح اشکهایم سرازیر می شود.
فرزند شهید بیان کرد: پدران و برادران ما در راه دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی و دفاع از میهن جان خود را نثار کردند تا امنیت کشور حفظ شود، اما در حق بعضی از فرزندان این خانواده ها اجحاف شده است و بعضی ها به مقام و منصبی رسیده اند و رفتارشان مغایر با آنچه که باید باشد است و بعضی ها از آنها در قافله پدران و برادران راه می پیمایند ولی در ترازوی دیدگان همه را به یک چشم می بینند.
دیدار دوم با مادر شهید معلم، شهید مجید معظم بود. مادری با چهره نورانی و گشاده رو از مهمانان استقبال و آنها را تا داخل منزل مشایعت کرد.
مادر شهید معظم گفت: ۵ فرزند داشتم که پسرم مجید فرزند چهارم خانواده بود. فرزندی بسیجی و مؤمن که در سنگر اسلام و تعلیم و تربیت فعالیت می کرد و در سن ۲۲ سالگی در عملیات کربلای ۱ در مهران به درجه رفیع شهادت نائل شد.
در لابلای سخنان مادر، سپاس الهی را به وفور می شنیدم و دلتنگی هایش را با چهرهای خندان پاسخ داد و شکرگزاری می کرد و گفت: به دلیل کسالتی که دارم خاطره از او نمی توانم بگویم. شاید هم نخواست از خلوت مادر و فرزندی برایمان بگوید.
مادر شهید خطاب به جوانان گفت: برای جوانان دعای عاقبت بخیر و دعای خیر دارم و توصیه می کنم که نگهبان و نگهدار مملکت باشند و خون شهدا را صیانت کنند و اجازه ندهند خون هایی که در راه اسلام و دین ریخته شده است، پایمال شود.

فرازی از وصیت نامه شهید معظم
امیدورام که انشاءالله حافظ خون شهیدان باشید و بتوانید آن رسالتی که شهیدان داشتند به دانش آموزان بگویید و آنها را برای حفظ مکتب اسلام تربیت کنید و از ایشان مردانی حسینی تربیت کنید که همیشه با ظالمان و امپریالیسم بجنگند و ان شاءالله از این دانش آموزان شخصیت هایی همچون شهید رجایی و برادر ثانی بسازید که از درون ساخته شوند.
